جمعه
ننه بابا که خونه نیستن من و مسعود موندیم. احساس تنهایی میکنم.
امروز عصر رفتم صحرا فوتبال و چند تا گل زدم. البته بهتره بگم دیروز چون حالا ساعت 12 و ربع روز شنبده!
فردا (امروز) باید برم اداره بیمه واسه درآوردن ماده 103 سه نفر . احتمالا فیشهای یکی دیگه رو هم بهم میدن تا بعداً برم بانک رفاه (لار) پرداختشون کنم. خب دیگه هم دلال بیمه و هم دانشجو … چه شود!